هنر انتخاب کتاب؛ چگونه در دریای واژهها بهترین صید را داشته باشیم؟
فهرست مطالب
- شناخت سلیقه شخصی؛ خودشناسی قبل از کتابشناسی
- هدف از مطالعه چیست؟
- اهمیت حیاتی مترجم و ناشر در لذت بردن از متن
- قانون طلایی «پنجاه صفحه» و تست پاراگراف اول
- فراتر از جلد؛ چگونه اسیر بازاریابی نشویم؟
- استفاده هوشمندانه از نظرات و جوایز ادبی
در این متن خواهیم خواند
۱. شناخت سلیقه شخصی؛ خودشناسی قبل از کتابشناسی
انتخاب کتاب شباهت زیادی به انتخاب غذا دارد. همانطور که ممکن است بهترین سوشی دنیا با ذائقه کسی که کباب دوست دارد جور در نیاید، شاهکارهای ادبیات کلاسیک هم لزوماً برای همه جذاب نیستند. قبل از هر چیز از خودتان بپرسید:
چه فیلمهایی را دوست دارم؟ (درام، جنایی، علمی-تخیلی؟)
آخرین بار با خواندن چه متنی گذشت زمان را حس نکردم؟ پاسخ به این سوالات ژانر مورد علاقه شما را مشخص میکند. تقلید از لیستهای «باید خواند» دیگران را کنار بگذارید و نسخه خودتان را بپیچید.
۲. هدف از مطالعه چیست؟
گاهی ما به دنبال یادگیری یک مهارت جدید هستیم، گاهی میخواهیم از واقعیت فرار کنیم و گاهی به دنبال تسکین یک درد روحی هستیم.
برای آرامش: سراغ رمانهای کلاسیک یا جستارهای سبک بروید.
برای هیجان: تریلرهای روانشناسانه و جنایی بهترین گزینهاند.
برای توسعه فردی: کتابهای غیرداستانی با راهکارهای عملی را انتخاب کنید. وقتی هدف مشخص باشد، دایره انتخاب شما از هزاران کتاب به چند گزینه محدود و دقیق تبدیل میشود.
۳. اهمیت حیاتی مترجم و ناشر
در بازار نشر ایران، این نکته از نان شب واجبتر است! یک شاهکار ادبی مثل «صد سال تنهایی» با یک ترجمه ماشینی و ضعیف، به کابوسی خستهکننده تبدیل میشود. چند نکته طلایی:
همیشه نام مترجم را در گوگل جستجو کنید و رزومه او را ببینید.
به ناشران معتبر اعتماد کنید؛ ناشرانی که سابقه طولانی و تخصصی دارند، معمولاً وسواس بیشتری در ویراستاری به خرج میدهند.
اگر چند ترجمه از یک کتاب موجود است، چند صفحه از هر کدام را مقایسه کنید تا ببینید لحن کدامیک به دلتان مینشیند.
۴. قانون طلایی «پنجاه صفحه» و تست پاراگراف اول
زندگی کوتاهتر از آن است که کتابهای بد بخوانیم. یک تکنیک عالی برای انتخاب در کتابفروشی (حضوری یا آنلاین با قابلیت مطالعه بخشی از کتاب)، خواندن پاراگراف اول است. اگر شروع داستان شما را قلاب نکرد، احتمالاً ادامهاش هم نخواهد کرد. اما اگر کتابی را خریدید و شروع کردید، از قانون ۵۰ صفحه استفاده کنید: اگر تا صفحه ۵۰ هیچ ارتباطی با متن نگرفتید، با وجدان آسوده آن را کنار بگذارید. هیچ اجباری برای تمام کردن یک کتاب خستهکننده وجود ندارد.
۵. فراتر از جلد؛ چگونه اسیر بازاریابی نشویم؟
طراحی جلد هنر است، اما نباید تنها معیار انتخاب باشد. گاهی زرقوبرق جلد یا جملات تبلیغاتی مثل «پرفروشترین کتاب نیویورکتایمز» صرفاً ترفندهای بازاریابی هستند. برای قضاوت واقعی درباره یک کتاب:
خلاصه پشت جلد را بخوانید (اما مراقب اسپویل باشید).
فهرست مطالب را نگاه کنید (بهویژه در کتابهای غیرداستانی).
فونت و صفحهآرایی را چک کنید؛ چشم شما قرار است ساعتها به این صفحات خیره شود، پس باید خوانا باشد.
۶. استفاده هوشمندانه از نظرات
امروزه سایتهایی مثل گودریدز (Goodreads) یا بخش نظرات فروشگاههای آنلاین، گنجینهای از تجربیات دیگران هستند. البته مراقب باشید! همیشه نظرات میانه (۳ ستاره) را بخوانید. نظرات ۵ ستاره معمولاً از روی هیجان و نظرات ۱ ستاره از روی نفرت شخصی است. نظرات میانه معمولاً نقد منصفانهای از نقاط قوت و ضعف کتاب ارائه میدهند.
جمعبندی
انتخاب کتاب، فرآیندی برای کشف خودمان است. هر کتابی که انتخاب میکنیم، تکهای از پازل شخصیت ما را تکمیل میکند. با رعایت نکاتی مثل توجه به ترجمه، مشخص کردن هدف و نترسیدن از نیمهکاره رها کردن کتابهای نامناسب، میتوانید لذت مطالعه را دوچندان کنید. فراموش نکنید که بهترین کتاب جهان، کتابی است که نتوانید آن را زمین بگذارید، فارغ از اینکه دیگران چه نظری دربارهاش دارند.
