تاریخ و فرهنگ, گزارش رویداد

پدر مدرسه‌های نوین ایران کیست؟ روایتی از شب باشکوه «رشدیه» و رونمایی از گنجینه‌ای تاریخی

فهرست مطالب

  1. امیرکبیر یا رشدیه؟ تفاوت نگاه دو اسطوره ایرانی

  2. جنگ با «جهل مقدس»؛ وقتی مدرسه را کفر می‌دانستند!

  3. دخترانی با سرهای تراشیده؛ ابتکار عجیب رشدیه برای آموزش زنان

  4. محیط‌زیست و نابینایان؛ دغدغه‌هایی جلوتر از زمان

  5. ماجرای کتاب «مجموعه آثار رشدیه»؛ چرا معلمان تاریخ خود را نمی‌دانند؟

در این متن خواهیم خواند

در این گزارش اختصاصی، سفری به عمق تاریخ آموزش ایران خواهیم داشت. می‌خوانیم که چگونه میرزا حسن رشدیه با وجود تهمت‌ها و فقر، ۷ بار مدرسه ساخت و هر بار ویرانش کردند. با اسناد نویافته‌ای آشنا می‌شویم که نشان می‌دهد او ۱۰۰ سال پیش دغدغه محیط‌زیست داشته است و در نهایت با نویسنده‌ای آشنا می‌شویم که برای جمع‌آوری پراکنده‌ترین آثار این مرد بزرگ، ۷ سال از عمرش را وقف کرده است.

۱. امیرکبیر یا رشدیه؟ تفاوت نگاه دو اسطوره ایرانی

در ابتدای این نشست باشکوه، دکتر سید مصطفی محقق داماد مقایسه‌ای هوشمندانه بین امیرکبیر و رشدیه انجام داد. امیرکبیر با تأسیس دارالفنون به دنبال آموزش عالی و پلی‌تکنیک بود، اما ظاهراً فرصت نکرد به آموزش ابتدایی بپردازد. اما قهرمان داستان ما، میرزا حسن رشدیه، اولین کسی بود که عمرش را وقف آموزش ابتدایی کرد. او فهمید که خانه از پای‌بست ویران است و تا کودکان خواندن و نوشتن نیاموزند، اصلاحات در سطوح بالا ممکن نیست.

۲. جنگ با «جهل مقدس»؛ وقتی مدرسه را کفر می‌دانستند!

شاید باورش سخت باشد، اما رشدیه برای تأسیس مدرسه کتک خورد، تکفیر شد و مدارسش را آتش زدند. مخالفان او با حربه‌ای به نام «جهل مقدس» و با تفسیر غلط از احادیث، او را متهم به بابی‌گری و کفر می‌کردند. دکتر محقق داماد در این نشست با رد قاطع این شایعات که هنوز هم گاهی شنیده می‌شود، تأکید کرد که رشدیه در قم و در جوار حرم حضرت معصومه (س) و در قبرستان نو (قبرستان آیت‌الله حائری) با احترام دفن شده و علمای قم بر پیکر او نماز خواندند. او فقط می‌خواست کودکان این سرزمین باسواد شوند، اما متعصبان می‌گفتند اگر ایرانی‌ها باسواد شوند، دینشان می‌رود!

 

۳. دخترانی با سرهای تراشیده؛ ابتکار عجیب رشدیه برای آموزش زنان

بهدخت رشدیه، نوه این مرد بزرگ، در این مراسم پرده از رازی خانوادگی برداشت که اشک را به چشم می‌آورد. رشدیه نه‌تنها به فکر پسران بود، بلکه آموزش دختران نیز برایش حیاتی بود. زمانی که مدرسه‌ای برای دختران وجود نداشت، او سر دو دخترش (شهناز و مهین‌بانو) را می‌تراشید و با لباس پسرانه به مدرسه می‌فرستاد تا درس بخوانند!. او به خانواده‌اش می‌گفت: «بروید درس بخوانید، وقتی تمام شد دوباره چادرهایتان را سر کنید».

۴. محیط‌زیست و نابینایان؛ دغدغه‌هایی جلوتر از زمان

اسناد رونمایی شده در این مراسم نشان می‌دهد رشدیه چقدر از زمان خود جلوتر بوده است:

  • آموزش نابینایان: وقتی در یکی از حملات به مدرسه، دانش‌آموزی نابینا شد، رشدیه وسیله‌ای چوبی اختراع کرد تا به نابینایان آموزش دهد.

  • حفاظت از محیط زیست: او طرحی به دولت داد که در آن پیشنهاد شده بود برای هر نوزاد، هزار درخت کاشته شود و اگر نوزاد قبل از بلوغ فوت کرد، درختان به نفع عموم استفاده شوند.

 

۵. ماجرای کتاب «مجموعه آثار رشدیه»؛ چرا معلمان تاریخ خود را نمی‌دانند؟

بخش مهمی از این شب، به سخنان سید رضا باقریان موحد، مؤلف کتاب ارزشمند «مجموعه آثار میرزا حسن رشدیه» اختصاص داشت. او که ۲۶ سال معلم بوده، با دردی عمیق گفت: «وقتی از ۱۰۰ همکارم پرسیدم رشدیه کیست، فقط ۱۰ نفر او را می‌شناختند». باقریان ۷ سال تلاش کرد تا کتاب‌های درسی، شب‌نامه‌ها و اصول عقایدی که رشدیه نوشته بود و به صورت پراکنده در کتابخانه‌های مختلف خاک می‌خورد را جمع‌آوری کند. این کتاب که توسط انتشارات طه منتشر شده، فقط یک کتاب نیست؛ بلکه سند هویت نظام آموزشی ماست. رشدیه برای زبان فارسی دستور زبان نوشت و الفبای صوتی را ابداع کرد تا یادگیری را آسان کند.

۶. تحلیل دکتر فراستخواه: آموزش برای رهایی

دکتر مقصود فراستخواه در تحلیلی عمیق، رشدیه را فراتر از یک معلم دانست. او معتقد است رشدیه فهمید که تغییر واقعی از «محله» و «زیر پوست شهر» شروع می‌شود نه از دولت. رشدیه آموزش را ابزاری برای «رهایی» می‌دانست، نه فقط برای یاد گرفتن الفبا. او با جمله معروف «در هر صد نفر ایرانی، یک نفر باسواد است» آتش گرفت و تصمیم گرفت این معادله را تغییر دهد.

جمع‌بندی

شب رشدیه، شبی برای یادآوری این حقیقت بود که بذری که امروز میوه داده، در زمینِ سنگلاخ و با خون‌دل کاشته شده است. میرزا حسن رشدیه در فقر از دنیا رفت و حتی نوشت که شرمنده زن و بچه‌اش است ، اما میراثی برای ما گذاشت که قیمت ندارد. کتاب «مجموعه آثار رشدیه» تلاشی است تا این میراث فراموش نشود. همان‌طور که در جلسه تأکید شد، اگر تاریخ شغل و هویتمان را ندانیم، نمی‌توانیم آینده‌ای بهتر بسازیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *