بازخوانی میراث پدر آموزش نوین؛ چرا آثار «میرزا حسن رشدیه» احیا شدند؟
فهرست مطالب
- هدف از انتشار: بازگشت به کلاس درس یا اتاق فکر؟
- تنهاییِ یک مصلح؛ نه دانشگاه حمایت کرد، نه حوزه!
- رشدیه؛ آسیبشناسی که پیش از معلم بودن، درد را شناخت
- هفت سال تلاش برای ادای دین به «پیر معارف»
- جمعبندی: کتابی برای عبرت و آیندهنگری
در این متن خواهیم خواند
در این یادداشت به بررسی صحبتهای سیدرضا باقریان موحد، مولف کتاب «مجموعه آثار میرزا حسن رشدیه» میپردازیم. خواهیم دید که چرا این اثر برخلاف تصور، برای تدریس در مدارس نیست، بلکه منبعی تحلیلی برای برنامهریزان آموزشی است. همچنین از بیمهریهای عجیب نهادهای دولتی و مذهبی به این اثر پرده برمیداریم و نگاهی به شخصیت خستگیناپذیر رشدیه در برابر مخالفانش خواهیم داشت.
۱. هدف از انتشار: بازگشت به کلاس درس یا اتاق فکر؟
اولین سوالی که با دیدن این مجموعه آثار به ذهن میرسد این است: «آیا قرار است دوباره کتابهای قاجاری را در مدارس تدریس کنیم؟» پاسخ سیدرضا باقریان موحد، مولف اثر، یک «نه» قاطع است. هدف اصلی از گردآوری این آثار، تجزیه و تحلیل است. این کتابها بازنشر شدهاند تا پژوهشگران، کارشناسان و برنامهریزان نظام تعلیم و تربیت بتوانند با بررسی ریشهها، برای آینده برنامهریزی کنند. باقریان موحد معتقد است: «اگر به درستی از سابقه علمی و میراث مکتوب خود خبر نداشته باشیم (که متاسفانه نداریم)، نمیتوانیم برای آینده برنامهریزی دقیق و علمی داشته باشیم.»
۲. تنهاییِ یک مصلح؛ نه دانشگاه حمایت کرد، نه حوزه!
یکی از تلخترین بخشهای ماجرای تدوین این کتاب، غربت عجیب میرزا حسن رشدیه است. باقریان موحد فاش میکند که هیچکدام از موسسات عریض و طویل فرهنگی، چه دانشگاهی و چه حوزوی، حاضر به حمایت از چاپ این اثر نشدند. بهانهها شنیدنی و تأملبرانگیز است:
پاسخ دانشگاهیان: «رشدیه روحانی است؛ بروید سراغ موسسات مذهبی قم!»
پاسخ حوزویان: «رشدیه فقط یک پیشنماز ساده بوده، نه یک اندیشمند صاحب ایده!»
این پاسکاریها نشان میدهد که رشدیه همانطور که در زمان حیاتش مظلوم بود و مدارسش را تخریب میکردند، امروز هم در میان متولیان فرهنگ غریب است.
۳. رشدیه؛ آسیبشناسی که پیش از معلم بودن، درد را شناخت
تفاوت رشدیه با دیگرانی که قبل یا بعد از او آمدند چه بود؟ چرا نام او ماندگار شد و دیگران فراموش شدند؟ پاسخ در «نگاه آسیبشناسانه» اوست. رشدیه قبل از اینکه معلم باشد، یک طبیب اجتماعی بود. او در ۲۳ سالگی، زمانی که پیشنماز مسجد چرنداب تبریز بود، درد جامعه را فهمید و برای درمان آن راهی استانبول، بیروت و قاهره شد. تفاوت بزرگ: بسیاری از مصلحان آموزشی بعد از مدتی خسته شدند و عطای کار را به لقایش بخشیدند، اما رشدیه ۷۰ سال تمام ایستادگی کرد. او تمام سختیها را به جان خرید و در برابر مخالفتهای عوام و خواص خم به ابرو نیاورد.
۴. هفت سال تلاش برای ادای دین به «پیر معارف»
سیدرضا باقریان موحد، تدوین این اثر را حاصل ۷ سال سیر و سلوک پژوهشی میداند. او خود را شاگرد کوچک مکتب رشدیه مینامد و انگیزهاش را اینگونه بیان میکند: «سالهاست بر سر سفرهای نشستهام که رشدیهها برایش زحمت کشیدهاند. این کار را کردم تا هم بر علمم افزوده شود و هم اندکی از عذاب وجدانم بابت قصورها در حق او کاسته شود.» نتیجه این تلاش عاشقانه، راهیابی کتاب به مرحله داوری چهلوسومین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران است که نشان از کیفیت و اهمیت بالای اثر دارد.
جمعبندی
کتاب «مجموعه آثار میرزا حسن رشدیه تبریزی» یک بازگشت به عقب نیست، بلکه خیز برداشتن برای پرش به جلو است. این اثر به ما یادآوری میکند که نظام آموزشی نوین ایران، حاصل رنجها و دردهای مردی است که نه نهادهای مدرن او را کامل پذیرفتند و نه نهادهای سنتی. مطالعه این اثر برای هر کسی که دغدغه «تربیت» و «ایران» را دارد، یک ضرورت است تا بدانیم روی شانههای چه کسانی ایستادهایم.